أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

391

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

هر كس را چندان در پيش باشد از اهوال قيامت كه كس نداند كه مرد كدام است و زن كدام ؛ لكلّ امرئ منهم يومئذ شان يغنيه . [ بَلْ زَعَمْتُمْ ] نه شما دعوى كرديد در دنيا كه ما شما را وعده‌گاهى ننهيم و مرجعى و بازگشتى نكنيم ؛ آن دعوى شما باطل گشت و گفتار شما دروغ شد [ وَ وُضِعَ الْكِتابُ ] و نامهء اعمال ايشان بر دست ايشان نهند تو بينى آن مجرمان و كافران را ترسان و خائف از آنچه در نامه باشد ، چون نامه بدست ايشان دهند بنامه فرو نگرند همه عملهاى خود را ببينند از نيك و بد در او ثبت كرده و نوشته ، گويند : اى واى بر ما اين چه نامه است كه هيچ گناه صغيره و كبيره نگذاشته است الّا كه همه جمع كرده است و نوشته . در صغيره و كبيره خلاف كرده‌اند « 1 » عبد اللّه عبّاس گفت : تبسّم صغيره باشد و قهقهه كبيره ، و اين بر سبيل مثل گفته است و صغيره و كبيره به نسبت با يكديگر باشد ؛ هر گناهى كه نسبت با گناه ديگر عقابش كمتر باشد آن صغيره باشد ، و آنچه عقابش بيشتر باشد آن كبيره باشد . [ وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً ] و يافتند ايشان آنچه كردند حاضر يعنى نسخه و تفضيل و نوشتهء آن باجزاى آن از ثواب و عقاب و خداى تو بر هيچكس ظلم نكند و نقصان نكند و حقّ او باز نگيرد و بگناه كسى ديگرى را نگيرد و بار كسى بر كسى ننهد . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 50 تا 51 ] وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً ( 50 ) ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً ( 51 )

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اهل علم در صغيره و كبيره خلاف كردند عبد اللّه عبّاس گفت تبسّم صغيره باشد و قهقهه كبيره و اين بر سبيل مثل گفت : سعيد جبير گفت : صغيره چشم زدن و اشارت كردن و لمس كردن باشد و كبيره زنا ، و مشايخ معتزله گفتند : صغيره هر گناهى باشد كه عقاب آن در جنب اجتناب كبائر محبط شود و اين مذهب را بنابر احباط باشد چون احباط باطل بود اين حدّ باطل باشد و بنزديك ما صغره و كبيره باضافت با يكديگر باشد هر گناهى كه باضافت با گناهى ديگر عقابش كمتر باشد آن صغيره باشد و آنچه عقابش بيشتر باشد آن كبيره باشد پس يك گناه باضافت هم صغيره باشد و هم كبيره ؛ صغيره باشد بالاضافة الى ما هو اكبر منه و كبيره باشد بالاضافة الى ما هو اصغر منه و آنچه از سلف حكايت كرديم دليل صحّت اين قول مىكند چه بمعنى فرقى نيست » پس از اين بيان معلوم شد كه طبرسى ( ره ) قول معروف خود را در معنى صغيره و كبيره از اينجا برداشته است .